چرا روسیه به ایران لقب «شریک غیرقابل پیش‌بینی» داد؟ افشای دلایل واقعی تأخیر در تحویل اس-۳۰۰

مجید رجبی
مجید رجبی
@punisher346
· 24 اسفند 1403 · 13 دقیقه مطالعه · 5 بازدید

 

مقدمه:

یکی از پرونده‌های مهم نظامی و حقوقی میان ایران و روسیه، ماجرای خرید سامانه پدافند هوایی اس-۳۰۰ است که در دهه ۱۳۸۰ شمسی آغاز شد. قرارداد اولیه که برای خرید سامانه اس-۳۰۰ مدل PMU1 منعقد شده بود، بنا بر شرایط بین‌المللی و تصمیمات روسیه به چالش‌هایی اساسی برخورد و در نهایت به شکایت ایران و محکومیت روسیه منجر شد. 

موضوع تأخیر روسیه در تحویل سامانه پدافند هوایی اس-۳۰۰ به ایران، نمونه‌ای کلاسیک از تعاملات پیچیده بین‌المللی است که در آن سیاست‌های متضاد و بی‌ثباتی ساختاری می‌تواند به شکست همکاری‌های استراتژیک بینجامد. بررسی این پرونده نشان می‌دهد تصمیم روسیه، اگرچه در نهایت به محکومیت حقوقی انجامید، اما بر پایه‌ی محاسبات سیاسی-امنیتی قابل فهمی اتخاذ شد که ناشی از رفتارهای متناقض تهران بود.

 

۱. نزدیکی ایران به غرب و سیاست‌های متناقض تهران

یکی از مهم‌ترین دلایل بی‌اعتمادی روسیه به ایران در اجرای این قرارداد، رویکرد متناقض تهران در سیاست خارجی بود. ایران در آن زمان همزمان که با کشورهای شرقی مانند روسیه و چین در حال همکاری نظامی بود، تلاش می‌کرد با غرب نیز روابط دیپلماتیک و اقتصادی برقرار کند. روابطی که بیش از هر چیز نشان دهنده تناقض در حرف و عمل مسئولان ایرانی بود. 

مذاکرات محرمانه ایران با آمریکا در عمان (۲۰۰۹-۲۰۱۳)، که با افشاگری جان کری در سال ۲۰۱۳ رسانه‌ای شد، نقطه عطفی در بی‌اعتمادی روسیه به ایران محسوب می‌شود. این مذاکرات، به ویژه با توجه به همزمانی آن با پیشنهاد غرب برای «تبادل سوخت هسته‌ای» (۲۰۱۰-۲۰۰۹)، تصویری از یک ایرانِ خواهان تعامل با غرب ارائه می‌داد. از دید روسیه، این چرخش پنهانی، نشان می‌داد که تهران ممکن است برای کاهش فشار تحریم‌ها، فناوری نظامی روسیه (از جمله رادارها و سیستم‌های ردگیری اس-۳۰۰) را در اختیار رقبای غربی قرار دهد.

 

۲. تعاملات اقتصادی ایران با غرب و رفتار دوگانه 

روابط اقتصادی گسترده ایران با شرکت‌های غربی، به خصوص در دوران افزایش تنش‌های سیاسی، مزید بر علت شد. اگرچه جمهوری اسلامی در عرصه دیپلماتیک سیاستی ضدغربی را ترویج می‌کرد، اما در عمل تعاملات قابل توجهی با غرب داشت: 

- در سال ۲۰۰۸، ایران قراردادی به ارزش ۴.۷ میلیارد دلار با شرکت فرانسوی توتال برای توسعه فاز ۱۱ میدان گازی پارس جنوبی امضا کرد. 

- همچنین، بسیاری از شرکت‌های اروپایی، با وجود تنش‌های سیاسی میان ایران و اتحادیه اروپا، در پروژه‌های بزرگ انرژی ایران مشغول به کار بودند. 

 

این رفتار اقتصادی متناقض، که برخلاف رویکرد سیاسی ضدغربی ایران بود، حساسیت روسیه را افزایش داد. روسیه این سیاست را نوعی رفتار دوگانه می‌دید و از این واهمه داشت که ایران برای رسیدن به توافق‌های اقتصادی یا سیاسی با غرب، مواضع خود را تغییر دهد و در بلندمدت به شریکی قابل اعتماد برای روسیه تبدیل نشود.

 

 

 

۳. نگرانی از بی‌ثباتی داخلی ایران و تغییرات سیاسی

بی‌ثباتی داخلی ایران نیز مزید بر علت شد. حوادث پس از انتخابات  ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸و اعتراضات گسترده‌ای که در پی آن رخ داد، تصویر ایران را به عنوان کشوری با ثباتِ سیاسی تحت‌الشعاع قرار داد. 

پس از انتخابات ۱۳۸۸، نهادهای امنیتی و نظامی ایران شاهد دگرگونی‌های ساختاری عمیقی بودند که تأثیر مستقیمی بر روابط بین‌المللی تهران، به ویژه با روسیه، گذاشت.

انتصاب سردار محمدعلی جعفری به فرماندهی سپاه پاسداران در ۱۳۸۶ و ایجاد «فرماندهی انتظامی ویژه» (ثارالله)، سپاه را از نهادی نظامی-استراتژیک به بازوی اصلی کنترل اجتماعی تبدیل کرد.

همزمان، وزارت اطلاعات با روی کار آمدن حیدر مصلحی در ۱۳۸۸، تمرکز خود را از جاسوسی فرامرزی به مقابله با ناآرامی‌های داخلی معطوف نمود. این چرخش با تأسیس «سازمان اطلاعات سپاه» در سال‌های ۱۳۸۸-۱۳۸۹ تکمیل شد؛ نهادی موازی که مأموریت مقابله با نفوذ فرهنگی غرب و نظارت بر فضای مجازی را بر عهده گرفت. 

در سطح منطقه‌ای، افزایش نقش سردار سلیمانی در جنگ‌های نیابتی سوریه، عراق و یمن، منابع نظامی ایران را به سوی مأموریت‌های فراسرزمینی سوق داد. 

این تحولات چندلایه، نگرانی روسیه را درباره ثبات تعهدات ایران را برانگیخت. مسکو با مشاهده اولویت‌ سیاست‌های داخلی (مانند مقابله با ناآرامی‌های ۸۸) و رقابت نهادهای موازی امنیتی، به دو موضوع کلیدی شک کرد: 

  • اول، احتمال لغو توافق اس-۳۰۰ در صورت تغییر جریان سیاسی حاکم.
  •  دوم، خطر افشای فناوری پیشرفته روسی به‌دلیل رقابت درونی نهادهای امنیتی ایران.

افزون بر این، تخصیص منابع مالی به جنگ‌های منطقه‌ای، این پرسش را برای روسیه ایجاد کرد که آیا تهران حاضر است هزینه خرید سیستم‌های دفاعی پرهزینه را تقبل کند؟ 

 

مجموعه این عوامل، تصویر ایران را در چشم مسکو به «شریکی غیرقابل پیش‌بینی» تبدیل کرد که تغییرات مدیریتی در آن می‌توانست هر توافق بلندمدتی را زیر سوال ببرد. این بی‌ثباتی ساختاری، یکی از دلایل کلیدی تردید روسیه در اجرای تعهدات خود در قرارداد اس-۳۰۰ بود.

 

شبهات احتمالی:

در این میان ممکن است این شبه مطرح شود حال که روسیه از گسترش روابط ایران و غرب، با وجود سیاست‌های ضدغربی تهران، نگران بود، پس چرا اس-۴۰۰ را به ترکیه‌ی عضو ناتو صادر کرد و حتی چرا روابط نظامی گسترده‌ای با هند که از روابط نزدیکی با امریکا و اسراییل بهره می برد، دارد.

  • در مورد ترکیه:

ترکیه عضو ناتو است، و روسیه با فروش اس-۴۰۰ به آنکارا، قصد داشت شکاف درونی در ناتو ایجاد کند. تحویل این سامانه به ترکیه، موجب تنش شدید آمریکا با متحد ناتویی خود شد و عملاً اتحاد غرب را تضعیف کرد.

در واقع روسیه با فروش اس-۴۰۰ به ترکیه، اهداف چندلایه ژئوپلیتیکی را دنبال کرد: 

  • اولاً، اختلافات درون ناتو را عمیق‌تر ساخت (به‌ویژه با حذف ترکیه از برنامه F-35 توسط آمریکا)
  • ثانیا جایگاه خود به‌عنوان تأمین‌کننده تسلیحات به اعضای ناتو را تثبیت نمود. 

از بُعد فنی نیز ترکیه فاقد زیرساخت فنی برای مهندسی معکوس پیچیده بود، درحالی که ایران با سابقه موفق در تبدیل سامانه‌های HAWKآمریکایی به رادار «فاتح» و توسعه پهپادهای مهندسی‌شده از طریق نمونه‌های اسرائیلی، توان بالقوه بالاتری در استخراج فناوری داشت. 

افزون بر این، روابط گسترده‌ی ترکیه با روسیه در حوزه‌ی انرژی (از جمله خط لوله ترک‌استریم با توان انتقال ۳۱.۵ میلیارد مترمکعب گاز سالانه و پروژه ۲۰ میلیارد دلاری نیروگاه هسته‌ای آککویو که توسط روسیه برای ترکیه ساخته و اجرا شدند) اهرم قدرتمندی برای مهار احتمالی رفتارهای خصمانه آنکارا، در اختیار مسکو قرار می‌داد. 

 

تفاوت نسخه‌های صادراتی:

سامانه اس-۴۰۰ تحویلی به ترکیه، فاقد مؤلفه‌های حیاتی مانند الگوریتم جنگ الکترونیک، تشخیص دوست از دشمن و رادارهای چندبُعدی 91N6E بود، در نتیجه آمریکا حتی با بازرسی فیزیکی قطعات نیز قادر به کشف کامل مکانیسم عملیاتی اس-۴۰۰ نیست. از سوی دیگر، ترکیه به دلیل حفظ اعتبار خود در بازار جهانی تسلیحات (به‌عنوان خریداری بی‌طرف) هرگز اجازه بررسی سامانه توسط ناتو را نمی‌دهد.

این در حالی است که ایران خواهان دریافت سامانه‌های اس-۳۰۰وی۴ با برد ۲۵۰ کیلومتر و قابلیت رهگیری همزمان ۶ هدف بود. این خواسته‌ی ایران در کنار تلاش تهران برای نزدیکی به غرب و البته مذاکرات پنهانی با امریکا، نگرانی‌های امنیتی مسکو را برانگیخته بود.

 

علاوه بر مطالب فوق، ترکیه هیچگاه دشمنی ایدئولوژیک با غرب نداشته است؛ سیاست دوگانه آنکارا (تعامل با روسیه و ناتو) برای مسکو قابل پیش‌بینی است. بخصوص آنکه  ترکیه علیرغم نزدیکی به غرب، همیشه متحد بی‌چون و چرای آمریکا نیست (مثلاً مسئله سوریه)، در حالی که ایران دشمنی آشکار با آمریکا دارد و با وجود سر دادن شعارهای ضدغربی، مذاکرات پنهان با آمریکا را پیش می‌برد که برای روسیه غیرقابل پذیرش بود.

 

  • در مورد هند:

هند به عنوان دومین خریدار بزرگ تسلیحات روسیه پس از چین، با ارزش قراردادهای نظامی فراتر از ۶۰ میلیارد دلار، رابطه‌ای مبتنی بر وابستگی متقابل با مسکو ایجاد کرده است. حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از تجهیزات دفاعی هند منشأ روسی دارد، که این امر دهلی نو را ملزم می‌سازد به دلیل پیوند امنیت ملی خود با این فناوری‌ها، هرگز اطلاعات حساس را در اختیار غرب قرار ندهد. 

در سطح اتحادهای راهبردی، هند از طریق عضویت در نهادهایی مانند گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای، هم‌پیمانی سیاسی-اقتصادی با روسیه را نهادینه کرده است. این در حالی است که ایران آن روز نه‌ةنها به سمت همرکاری‌های راهبردی با روسیه قدم برنمی‌داشت، بلکه تلاش داشت خود را به غرب و امریکا نزدیک کند.

پس در نهایت می‌توان گفت:

روسیه در روابط با ترکیه و هند، کنترل بیشتری بر پیامدهای امنیتی و فناوری دارد. اما در مورد ایران، ترکیب سیاست دوپهلوی تهران، عدم شفافیت در حکمرانی و عدم ثبات در پیگیری اهداف راهبردی با تغییر دولت‌‌های ، ضریب ریسک را برای مسکو غیرقابل تحمل کرد.

برخلاف ترکیه و هند که تعامل با غرب را بی‌پرده دنبال می‌کنند، ایران با شعارهای ضدغربی، تناقض عملی خود را تشدید کرد. این دوگانگی، شکاف اعتماد روسیه به ایران را عمیق‌تر نمود.

 

نتیجه‌گیری: مذاکرات پنهان و آشکار با غرب، اس-۳۰۰ را به گورستان فرستاد!!!

اگرچه روسیه در نهایت به دلیل نقض قرارداد محکوم شد، اما تحلیل رفتار ایران نشان می‌دهد سیاست خارجی دوپهلوی تهران در همزمانی مذاکره با غرب و چانه‌زنی با شرق، عامل تشدید کننده بی‌اعتمادی بود. به عبارت دیگر، ایران در حالی خواهان دستیابی به فناوری پیشرفته روسی بود که از یک سو با شرکت‌های غربی در انرژی همکاری می‌کرد و از سوی دیگر، مذاکرات محرمانه خود با آمریکا را پیش می‌برد.

در نهایت، اگرچه روسیه در اجرای قرارداد تعلل کرد و از دیدگاه حقوقی محکوم به پرداخت جریمه شد، اما رفتار ایران نیز در ایجاد این بی‌اعتمادی نقشی انکارناپذیر داشت. 

این رویداد ثابت می‌کند که در معماری روابط بین‌الملل، حتی توافق‌های حقوقی نیز بدون سرمایه گذاری در اعتماد متقابل محکوم به شکست هستند. از این منظر، نقض قرارداد اس-۳۰۰ را می‌توان حاصل اشتباهات راهبردی ایران با تصور دستیابی به منافع متضاد بدون هزینه.

این ماجرا نشان‌دهنده پیچیدگی سیاست‌های بین‌المللی و ضرورت حفظ شفافیت و اعتماد در روابط میان کشورهاست.






 

به این مقاله چه واکنشی داری؟
5 بازدید

اگر این مقاله برات مفید بود، از نویسنده حمایت کن

کامنت‌ها
برای ثبت کامنت وارد شوید.
مجید رجبی
مجید رجبی
@punisher346
4 دنبال‌کننده
49 مقاله
ورود برای دنبال کردن مشاهده پروفایل
اشتراک‌گذاری