بررسی و تاریخچه پیست مونزا

Amir Formula 😊
Amir Formula
@Amir_formula
· 12 شهریور 1405 · 18 دقیقه مطالعه · 3 بازدید


معبد سرعت: بررسی و تاریخچه پیست مونزا


پیست اتومبیل‌رانی مونزا با نام رسمی «اوتودرومو ناتسیوناله مونزا» (Autodromo Nazionale di Monza)، فراتر از یک پیست اتومبیل‌رانی، یکی از مقدس‌ترین پایگاه‌های ورزش‌های موتوری در جهان است. این مجموعه ورزشی به طول ۵.۷۹۳ کیلومتر، در دل پارک تاریخی «رویال ویلا» در شهر مونزا، درست در شمال کلان‌شهر میلان واقع شده است. مونزا با دارا بودن درجه یک فدراسیون بین‌المللی اتومبیل‌رانی (FIA Grade 1) و گنجایش بیش از ۱۱۸ هزار تماشاگر، عنوان سریع‌ترین پیست تقویم مسابقات قهرمانی فرمول یک را با خود یدک می‌کشد؛ عنوانی که به درستی لقب «معبد سرعت» (The Temple of Speed) را برای آن به ارمغان آورده است.

این پیست در کنار سیلورستون، اسپا-فرانکورشان و موناکو، یکی از چهار پیست نمادینی است که هم در نخستین فصل تاریخ فرمول یک در سال ۱۹۵۰ و هم در طول دهه‌های متمادی تا عصر مدرن همواره نقشی محوری داشته است. به استثنای سال ۱۹۸۰ که پیست به دلیل بازسازی‌های اساسی بسته بود، مونزا از سال ۱۹۴۹ تا به امروز میزبان دائمی گرندپری ایتالیا بوده است.

 

 

### تولد یک افسانه: ریشه‌ها و سال‌های نخستین (۱۹۲۲ تا ۱۹۳۹)

 

عملیات احداث پیست مونزا در ۱۵ مه ۱۹۲۲ با سرمایه‌گذاری کلوب اتومبیل میلان و به دست ۳۵۰۰ کارگر آغاز شد و تنها طی چند ماه به پایان رسید. مونزا پس از پیست بروکلندز در انگلستان و ایندیاناپولیس در ایالات متحده، سومین پیست مسابقه‌ای اختصاصی ساخته‌شده در جهان و قدیمی‌ترین پیست در اروپای قاره‌ای محسوب می‌شود. در ۳ سپتامبر ۱۹۲۲، این پیست با طراحی آلفردو روسلی رسماً افتتاح شد و نخستین رقابت بین‌المللی آن یعنی دومین دوره گرندپری ایتالیا، یک هفته بعد برگزار گردید.

پیکربندی اولیه پیست، ساختاری بسیار بزرگ و نوآورانه داشت که در مساحتی حدود ۳.۴ کیلومتر مربع گسترده شده بود. این مجموعه شامل یک مسیر بیضی‌شکل ۴.۴۹ کیلومتری و یک مسیر جاده‌ای ۵.۵ کیلومتری بود که می‌توانستند از طریق مسیر مستقیم اصلی مشترک به یکدیگر متصل شوند و یک دور کامل و فرساینده ۱۰ کیلومتری را به وجود آورند.

اما سرعت سرسام‌آور این پیست خیلی زود چهره خشن خود را نشان داد. در جریان گرندپری ایتالیا در سال ۱۹۲۸، فاجعه‌ای رخ داد که در آن امیلیو ماتراسی به همراه ۲۷ تماشاگر جان باختند؛ حادثه‌ای که تا آن زمان مرگبارترین فاجعه تاریخ مسابقات اتومبیل‌رانی ایتالیا بود و باعث شد گرندپری ایتالیا تا سال ۱۹۳۱ به حالت تعلیق درآید.

فاجعه بعدی در سال ۱۹۳۳ و در رقابتی موسوم به گرندپری مونزا رخ داد که طی آن سه راننده بزرگ آن دوران یعنی جوزپه کامپاری، باکونین بورزاچینی و کنت استانیسلاو چایکوفسکی در پیچ شیب‌دار جنوبی بیضی کشته شدند؛ روزی که در تاریخ ورزش‌های موتوری با نام «روز سیاه مونزا» ثبت گردید.

در پی این حوادث، چیدمان پیست بارها با استفاده از شیکین‌های موقت و رابط‌هایی چون «مسیر فلوریو» تغییر کرد. در نهایت طی سال‌های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ بازسازی‌های گسترده‌ای رخ داد؛ مسیر بیضی اولیه کنار گذاشته شد و با ایجاد پیچ‌های جدید در جنوب پیست، طول مسیر گرندپری به ۶.۳ کیلومتر رسید. با آغاز جنگ جهانی دوم، مسابقات اتومبیل‌رانی متوقف شد و تاسیسات پیست به دلیل استفاده‌های نظامی آسیب دید، تا اینکه پس از یک دوره بازسازی دوماهه در سال ۱۹۴۸، مونزا مجدداً به چرخه مسابقات بازگشت.

 

 

حلقه بیضی پرسرعت، مسابقه دو جهان و میراث سنگی «سوپراِلواتا»


در سال ۱۹۵۴ میلادی، تصمیم گرفته شد تا ساختار پیست دستخوش دگرگونی بنیادین شود. پیست جاده‌ای به طول ۵.۷۵ کیلومتر تغییر یافت و در کنار آن، یک مسیر بیضی پرسرعت بتنی جدید به طول ۴.۲۵ کیلومتر با پیچ‌های شیب‌دار بسیار تند و زاویه‌دار (سازه مشهور Sopraelevata با شیب نزدیک به ۳۰ درجه) ساخته شد. تلفیق این دو مسیر مجدداً پیست غول‌پیکر ۱۰ کیلومتری ترکیبی را زنده کرد که در آن خودروها با سرعتی باورنکردنی از مسیر مستقیم اصلی به موازات یکدیگر عبور می‌کردند.

در سال‌های ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸، این سازه بیضی‌شکل میزبان رقابت‌های هیجان‌انگیزی به نام «مسابقه دو جهان» (Race of Two Worlds) شد که تلاشی بود برای رویارویی مستقیم غول‌های مسابقات قهرمانی ملی ایندی‌کار ایالات متحده با خودروهای فرمول یک و خودروهای اسپرت اروپایی. رانندگان اروپایی نگران خطرات غیرقابل کنترل این دیواره‌های بتنی بودند، به طوری که در دوره نخست بیشتر تیم‌های فرمول یک به جز مازراتی و اِکوری اکوس مسابقه را تحریم کردند. با این حال، خودروهای قدرتمند آمریکایی با استفاده از تایرهای مستحکم فایراستون بر پیست ناهموار و پرپیچ‌وخم مسلط شدند و رانندگانی نظیر جیمی برایان، تروی روتمن و جیم رتمان پیروزی‌های درخشانی کسب کردند.

فرمول یک از این مسیر ترکیبی ۱۰ کیلومتری در مسابقات گراندپری سال‌های ۱۹۵۵، ۱۹۵۶، ۱۹۶۰ و ۱۹۶۱ استفاده کرد. در این دوران، فیل هیل توانست نخستین پیروزی یک راننده آمریکایی در تاریخ فرمول یک را در مونزا جشن بگیرد. با این حال، ماهیت خشن، ارتعاشات طاقت‌فرسا و سطح ناهموار بتن آسیب‌های مکانیکی زیادی به خودروها وارد می‌کرد. در جریان مسابقه تراژیک ۱۹۶۱، برخورد ولفگانگ فون تریپس با لوتوسِ جیم کلارک در مسیر منتهی به پیچ پارابولیکا به پرواز درآمدن خودروی او و کشته شدن این راننده آلمانی و ۱۵ تماشاگر منجر شد. اگرچه این حادثه مستقیماً روی بخش بیضی رخ نداد، اما سرعت‌های سرسام‌آور ناایمن تشخیص داده شد و پرونده حضور فرمول یک در بخش بیضی مونزا برای همیشه بسته شد. هرچند این سازه بتنی کهنسال در دهه‌های بعد رها شد و رو به زوال رفت، اما به عنوان اثری تاریخی حفظ شد و در دهه ۲۰۱۰ میلادی مورد مرمت قرار گرفت.

 

 

### روند تکامل، کاهش سرعت و استانداردسازی ایمنی

 

در دهه‌های ۱۹۶۰ و اوایل ۱۹۷۰، ماهیت بسیار سریع مونزا به مسابقاتی نفس‌گیر منجر می‌شد که پیروزی در آن‌ها تماماً وابسته به پدیده اسلیپ‌استریم (پشت سر هم قرار گرفتن خودروها در خط مستقیم برای کاستن از مقاومت هوا) بود؛ مسابقاتی با اختلاف صدم‌های ثانیه که در سال‌های ۱۹۶۷، ۱۹۶۹ و ۱۹۷۱ به ثبت رسیدند.

اما با پیشرفت فناوری و افزایش توان پیشرانه‌ها، خطرات مونزا دوچندان شد. در مسابقه موتورسواری سال ۱۹۷۳، فاجعه‌ای در پیچ «کوروَا گرانده» رخ داد که جان دو تن از اسطوره‌های موتورسواری، رنزو پازولینی و یارنو سارینن را گرفت. پیش از آن در سال ۱۹۷۲، برای کنترل سرعت فزاینده خودروها، دو شیکین به پیست اضافه شده بود: شیکین اول (Variante del Rettifilo) در میانه مسیر مستقیم اصلی، و شیکین آسکاری (Variante Ascari). در سال ۱۹۷۶ نیز شیکین دیگری پیش از پیچ‌های لزمو اضافه شد و طول پیست به ۵.۸ کیلومتر افزایش یافت.

در سال‌های بعد، به‌ویژه در سال ۱۹۷۹ و سپس در واکنش به حوادث مرگبار سال ۱۹۹۴ ایمولا (درگذشت آیرتون سنا و رولند راتزنبرگر)، رویکرد ایمنی به نقطه کانونی طراحی پیست تبدیل شد. در مونزا، پیچ‌های طولانی تنگ‌تر شدند تا فضاهای فرار و تله‌های شنی بزرگ‌تری در حاشیه آنها ایجاد شود و طول پیست به ۵.۷۷ کیلومتر کاهش یابد.

در سال ۲۰۰۰، طراحی شیکین اول در مسیر مستقیم اصلی کاملاً دگرگون شد؛ ساختار قدیمی که شامل دو پیچ متوالی چپ-راست بود به یک شیکین تکی راست-چپ تبدیل گردید تا حوادث شدید لحظه استارت کاهش یابد. متأسفانه در گراندپری همان سال، پرتاب قطعات خودرو ناشی از یک برخورد سنگین در شیکین دوم به کشته شدن پائولو جیسلیمبرتی، یکی از مارشال‌های پیست، منجر شد. در سال ۲۰۰۷، منطقه خروج اضطراری شیکین دوم از شن به آسفالت تغییر پیدا کرد و پیش از فصل ۲۰۲۴، مجموعه مونزا به دلیل پروژه نوسازی گسترده و آسفالت‌ریزی سراسری مسیر، دستخوش تحولات زیرساختی اساسی شد؛ تحولاتی که طول نهایی مسیر فعلی فرمول یک را روی ۵.۷۹۳ کیلومتر تثبیت کرده است.

 

 

### یک دور سریع در مونزا: تحلیل آیرودینامیک مونزا

 

مونزا به دلیل مسیرهای کفی بسیار طولانی و شیکین‌های متوالیِ تند و کند، از نظر بار آیرودینامیکی پیستی کاملاً متمایز است. تیم‌های فرمول یک برای رقابت در مونزا، از باریک‌ترین و تخت‌ترین باله‌های ممکن استفاده می‌کنند تا سطح نیروی پسا (Drag) به حداقل برسد. با کاهش چشمگیر دان‌فورس، خودروها چسبندگی مکانیکی کمتری در پیچ‌ها دارند؛ پدیده‌ای که هدایت خودرو را بسیار ناپایدار و مستعد کم‌فرمانی (Understeer) در پیچ‌های کند و بیش‌فرمانی (Oversteer) ناگهانی در بخش دوم پیست می‌کند. پیشرانه‌ها در مونزا برای حدود ۸۰ درصد از طول یک دور زیر فشار تخته‌گاز کار می‌کنند که این امر استهلاک گرمایی شدیدی به همراه دارد.

یک دور مسابقه‌ای در پیست مدرن به این ترتیب توصیف می‌شود:

خودروها مسیر مستقیم آغاز و پایان را به طول ۱.۱۲ کیلومتر با دنده هشت و سرعتی فراتر از ۳۴۰ کیلومتر بر ساعت طی می‌کنند. راننده با رسیدن به تابلوی ۱۲۰ متر پیش از شیکین «رتینیفیلو» (Variante del Rettifilo)، متحمل شتاب کاهنده‌ای معادل ۴.۵ جی (G-Force) می‌شود تا سرعت در دنده دو به ۸۶ کیلومتر بر ساعت برسد. خروج از این شیکین حیاتی‌ترین بخش برای کل دور است؛ کوچک‌ترین هرزگردی یا اشتباه در شتاب‌گیری، باعث افت شدید سرعت در پیچ پرسرعت «کوروَا گرانده» (Curva Grande) خواهد شد.

پس از عبور تخته‌گاز از کوروَا گرانده، خودروها با سرعتی نزدیک به ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت به زیر پل و نقطه ترمزگیری شیکین دوم یعنی «واریانته دلا روجا» (Variante della Roggia) می‌رسند. کرب ها در این شیکین بسیار بی‌رحم و بلند هستند و کوچک‌ترین ضربه نامتعادل می‌تواند راننده را اسپین کند. در عین حال، این شیکین بهترین موقعیت سبقت‌گیری در پیست است؛ چرا که ویژگی کلاسیکِ مدرن «پیچ کند پس از مسیر مستقیم طویل» را دارد.

بلافاصله پس از آن، دو پیچ افسانه‌ای «لزمو» (Curve di Lesmo) قرار دارند. لزمو اول یک پیچ کور با شیبی نامحسوس است که ورود به آن در دنده شش با سرعت ۲۷۳ کیلومتر بر ساعت صورت گرفته و اپکس آن در سرعت ۲۱۷ کیلومتر بر ساعت طی می‌شود. لزمو دوم نیازمند عبور جسورانه از تمام عرض کرب در دنده پنج با سرعت ۲۰۳.۵ کیلومتر بر ساعت است؛ خروج مناسب از لزمو ۲ پیش‌نیاز حیاتی برای حمله در بخش بعدی محسوب می‌شود.

مسیر سراشیبی ملایم پس از لزمو ۲، خودرو را به سمت مجموعه تکنیکی و دشوار «آسکاری» (Variante Ascari) هدایت می‌کند. پیچ آسکاری یکی از نیازمندترین بخش‌های رانندگی دقیق و تنظیم سیستم تعلیق است که زمان‌گیری نهایی در سکتور دوم پیست کاملاً به عملکرد بی‌نقص در آن بستگی دارد.

چالش نهایی، پیچ تاریخی و افسانه‌ای «کوروَا آلبورتو» است که پیش‌تر با نام «پارابولیکا» شناخته می‌شد. خودروها با دنده هشت و سرعتی نزدیک به ۳۳۵ کیلومتر بر ساعت به این پیچ نزدیک می‌شوند، با دنده شش و سرعت ۲۲۹ کیلومتر بر ساعت ایپکس آن را رد می‌کنند و با رسیدن به سرعت ۲۸۵ کیلومتر بر ساعت به سمت مسیر مستقیم اصلی شتاب می‌گیرند. استفاده از رد جریان هوای خودروی پیش‌رو در این بخش یک شمشیر دولبه است؛ زیرا حرکت نزدیک پشت خودروی جلویی در پیچ پارابولیکا، داون‌فورس باله جلو را به شدت کاهش داده و مانع از ثبت سرعت مناسب هنگام ورود به خط استارت-پایان می‌شود.

 

 

### قربانیان سرعت: تاریخ تاریک مونزا

 

پیست مونزا به همان اندازه که یادآور پیروزی‌های تاریخی است، قربانگاه چهره‌های برجسته تاریخ اتومبیل‌رانی نیز بوده و مجموعاً جان ۵۲ راننده و ۳۵ تماشاگر را در جریان حوادث مختلف گرفته است.

علاوه بر فجایع سال‌های ۱۹۲۸ و ۱۹۳۳، آلبرتو اسکاری، اسطوره ایتالیایی و قهرمان دو دوره فرمول یک، در ۲۶ مه ۱۹۵۵ تنها چهار روز پس از حادثه سقوط خودرویش به آب در گراندپری موناکو، طی یک تست خصوصی پشت فرمان فراری ۷۵۰ مونزا در پیچ ویالونه (که بعدها به نام او آسکاری نام‌گذاری شد) تصادف کرد و جان سپرد. در سپتامبر ۱۹۷۰، یوخن رینت در جریان دورهای تمرینی گراندپری ایتالیا در نزدیکی پارابولیکا بر اثر نقص فنی سیستم ترمز تصادف کرد و به تنها قهرمان تاریخ فرمول یک تبدیل شد که عنوان قهرمانی جهان پس از مرگش به او اعطا گردید.

در سال ۱۹۷۸، رونی پترسون، ستاره سوئدی تیم لوتوس، در تصادف زنجیره‌ای آغاز مسابقه به شدت مجروح شد و در بیمارستان درگذشت. آخرین مرگ ثبت‌شده در جریان رویدادهای فرمول یک در مونزا نیز در سال ۲۰۰۰ رخ داد، جایی که پائولو جیسلیمبرتی، مارشال فداکار، بر اثر برخورد چرخ جداشده یکی از خودروها جان خود را از دست داد. این رویدادها همواره کاتالیزور اصلی اصلاحات ایمنی در ساختار خودروها و پیست‌های مدرن جهان بوده‌اند.

 

 

تنوع رویدادها، رکوردهای ماندگار و ابعاد ورزشی مونزا


با وجود اینکه شهرت بین‌المللی مونزا با فرمول یک گره خورده است، این پیست خانه مسابقات متنوع دیگری نیز بوده است. مسابقات استقامتی کلاسیک مانند «۱۰۰۰ کیلومتری مونزا» و «۶ ساعته مونزا» دهه‌ها میزبان رقابت‌های فدراسیون جهانی اتومبیل‌رانی و مسابقات قهرمانی خودروهای ورزشی (WEC) بوده است. در دنیای دوچرخ نیز پیست مونزا سابقه طولانی در میزبانی مسابقات قهرمانی موتورسواری گراندپری و مسابقات قهرمانی سوپربایک جهانی (World SBK) داشته است؛ جایی که مکس بیاجی در سال ۲۰۱۱ با موتورسیکلت آپریلیا توانست به حداکثر سرعت باورنکردنی بیش از ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت دست یابد. رالی مونزا نیز از رویدادهای شناخته‌شده این پیست است که حتی در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ به عنوان بخشی از مسابقات قهرمانی رالی جهان (WRC) برگزار شد. علاوه بر رقابت‌های موتوری، پروژه جاه‌طلبانه «Breaking2» شرکت نایک برای شکستن مرز دو ساعت در ماراتن با دوندگی الیود کیپچوگه با ثبت زمان ۲ ساعت و ۲۵ ثانیه در سال ۲۰۱۷ در همین آسفالت تاریخی انجام گرفت.

از نظر سرعت مطلق، مونزا استانداردهای بی‌رقیبی را به جا گذاشته است. در دوران موتورهای V10 فرمول یک، خودروها به سرعت‌هایی تا ۳۷۲ کیلومتر بر ساعت دست یافتند. در عصر کنونی، سریع‌ترین دور تعیین خط تاریخ در گراندپری ۲۰۲۵ توسط مکس ورستپن با زمان ۱ دقیقه و ۱۸.۷۹۲ ثانیه و با میانگین سرعت خارق‌العاده ۲۶۴.۶۸۱ کیلومتر بر ساعت ثبت شد که بالاترین میانگین سرعت ثبت‌شده در تمام ادوار یک رویداد قهرمانی جهان است. در همان مسابقه، لندو نوریس با مک‌لارن MCL39 توانست رکورد رسمی سریع‌ترین دور مسابقه پیست را با زمان ۱ دقیقه و ۲۰.۹۰۱ ثانیه و با میانگین سرعت ۲۵۷.۷۸۱ کیلومتر بر ساعت به ثبت برساند. بیشترین سرعت لحظه‌ای خودروهای فرمول یک در انتهای مسیر مستقیم اصلی به ۳۶۴.۱ کیلومتر بر ساعت می‌رسد.

این آمار شگفت‌انگیز، در کنار بیش از یک قرن تاریخ پرپیچ‌وخم آمیخته با اشک‌ها و افتخارها، جایگاه اتودرومو ناتسیوناله مونزا را به عنوان نمادی زنده و تکرارنشدنی از نبرد بی‌پایان انسان و ماشین با قوانین فیزیک، برای همیشه در تاریخ ورزش جاودانه ساخته است.

به این مقاله چه واکنشی داری؟
3 بازدید

اگر این مقاله برات مفید بود، از نویسنده حمایت کن

کامنت‌ها
برای ثبت کامنت وارد شوید.