لطفاً از وبلاگ های ما حمایت کنید

پوریا رضاتبار بالانقیبی
پوریا رضاتبار بالانقیبی
@Cafepersians
· 10 مرداد 1404 · 2 دقیقه مطالعه · 3 بازدید

در سکوتی سرد، با اذان صبح، قلب پدرم در چنگال کرونا خاموش شد. سال ۱۴۰۰، جوانی‌ام در آستانه‌ی شکفتن بود، اما فقر، بی‌عدالتی و اقتصاد خفاش‌صفت، روحم را به تاراج برد. من، نماد نسلی سوخته‌ام؛ در تنهایی و تاریکی، با چشمانی خیس از عزتِ شکسته، فریاد می‌زنم: کمکم کنید.

نه با دست دراز، که با قلبی زخمی و عشقی عمیق به زندگی، التماس می‌کنم. در فضای مجازی، برای نجات خود و دیگران می‌جنگم. کافه پارسیان، نه تجارت، که فریادی است از عمق ویرانی امیدها.  اگر هنوز در تو قلبی انسانی می‌تپد، اگر یاد پدری داری که با اذان صبح نفس می‌کشید، اگر برای عدالت و آینده می‌جنگی، دستم را بگیر. حمایتت، مالی، شلی  نوری است در این شب بی‌پایان. 

⭐ گنج و مار ⭐

ای که در کاخ ستم، گنج نهان داری  

ظلم بر خلق خدا، تا به کجا؟ باری!  

آنچه از خون دل خلق، به چنگ آری  

نیست گنج، که بلا باشد و بیماری  

فقر، چون مار سیه، در کف تو خفته‌ست  

تا به کی در کف این مار، گرفتاری؟  

عدل کن، تا ز ستم، جان به سلامت بری  

ورنه این مار، تو را روزی فروبارد!  

⚡ پروین اعتصامی 

╭─━━━━━─╯   کلیک کنیـב ╰─━━━━━─╮

╭─━━━━━─╯   کلیک کنیـב ╰─━━━━━─╮

╭─━━━━━─╯   کلیک کنیـב ╰─━━━━━─╮






 

به این مقاله چه واکنشی داری؟
3 بازدید

اگر این مقاله برات مفید بود، از نویسنده حمایت کن

کامنت‌ها
برای ثبت کامنت وارد شوید.