. درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد بگذاری برود… آه… به اصرار خود…
0
. درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد بگذاری برود…
0