13-اردیبهشت-1405 / خواندن 1 دقیقه
گزارش تخلف
شرمت باد ای دستی که، بد بودی بدتر کردی
هم بغض معصومت را، نشکفته پرپر کردی
ننگت باد ای دست من، ای هرزه گرد بی نبض
آن سرسپرده ات را، بی یار و یاور کردی
ای تکیه داده بر من، ای سرسپرده بانو
با این نادرویشی ها، آخر چرا سر کردی
سربرده در گریبان، بی خودتر از همیشه
حیفت نهایتی که، با من برابر کردی
دستی با این بی رحمی، دیگر بریده بهتر
بر من فرود آر اینک، بغضی که خنجر کردی
زهر این نفرین نامه، جای خون در من جاری
این آخرین شعرم را، پیش از من از بر کردی
زجری همیشه بهتر، با من ترحم هرگز