مقاله ها

عصرهای تابستان، وقتی حیاط را آب‌پاشی می‌کردند

عصرهای تابستان، وقتی حیاط را آب‌پاشی می‌کردند و بوی خاک خیس بلند می‌شد، انگار تمام خستگی روز از تن آدم بیرون می‌رفت. سایه درخت‌ها روی حوض می‌افتاد، صدای گنجشک‌ها با خنده بچه‌ها در هم می‌آمیخت و زندگی در ساده‌ترین شکلش جاری بود. حیاط‌های قدیمی فقط چند متر زمین نبودند؛ پناهگاهی بودند برای آرامش، خاط ...

  • آدم
  • زندگی
  • محبت
  • عصرهای
  • تابستان
  • حیاط
  • بوی
  • خیس
  • انگار
  • درخت‌ها
  • صدای
  • گنجشک‌ها
  • بچه‌ها
  • قدیمی
  • آرامش