بوف کور

6-اردیبهشت-1405 / خواندن 6 دقیقه

 

این اولین پست من در سال 1405 هستش : ) .بوف کور رو چند رو قبل جنگ تو یکی از کتاب فروشی های خیابون انقلاب گرفتم ! معمولا قبل از اینکه کتابی بخرم سرچ میکنم یا به دوستام میگم کتاب خوبی میشناسید معرفی کنید ولی بوف کور رو تو ویترین مغازه دیدم و چون خیل اسمش رو شنیده بودم تصمیم گرفتم بخونمش .

 

بوف کور داستان پیچیده ای داره تقریبا 2 ساعت نقد و بررسی تو یوتوب دربارش دیدم (میدونم الان میگید از کجا نت اوردم ولی قبل جنگ یه vpn خریدم که 20 روزی کار میکرد )ولی حتی خود منتقدان هم براشون سخت بود نظرشون رو بگن لینک ویدیو هارو میزارم چون الان خودمم نت ندارم. کتاب رو باید در ارامش کامل و شمرده شمرده بخونید چون داستان خیلی پیچیده ای داره همچنین میتونید از chat gpt هم استفاده کنید که بیشتر بهتون کمک کنه . وقتی داستان رو تموم کردم گفتم چرا صادق هدایت اسمشو گذاشته بوف کور ! چون بینایی نقطه قوت بوف هستش چرا بوف کور ! فکر میکنم صادق هدایت منظورش از بوف کور درباره بی معنی بودن زندگی باشه یک زندگی پوچ ! چون تو داستان هم خیلی اشاره به پوچی و نا امیدی میکنه . داستان از دو بخش تقسیم شده یک بخش درباره زندگی فعلی شخصی که نقش اول داستانه بخش دوم درباره زندگی همون شخص در یک زمان دیگس ! هر دو بخش شبیه به هم ولی با داستان های متفاوت هستن . چون نوسینده کتاب ایرانیه بهتر میتونید با کتاب ارتباط بگیرید .اگه بخوام برداشتم از کتاب رو در چند کلمه بگم عاشق شدن ، تنفر از عاشق شدن ، نا امیدی ، پوچی ، مرگ ، انزوا کلاماتی هستش که به ذهنم میاد . یادمه اون موقع که داشتم کتاب رو میخوندم یک پاراگراف توجهم رو خیلی جلب کرد اسم صحفشو تو تلگرامم نوشتم که دوست دارم متنشو اینجا بیارم

تنهـا مـرگاسـت کـه دروغ نمـیگویـد! حـضور مـرگ همـۀ موهومـات را نیست و نابود میکند. ما بچۀ مرگ هستیم و مرگ اسـت کـه مـارا از فریبهـای زندگی نجات میدهد، و در ته زندگی اوست که مارا صدا میزنـد و بـه سـوی خودش میخواند. در سنهائی که ما هنوز زبان مردم را نمیفهمیم اگـر گـاهی در میان بازی مکث میکنیم، بـرای ایـن اسـت کـه صـدای مـرگ را بـشنویم. و درتمام مدت زندگی مرگ است که به ما اشاره میکند. آیا برای کسی اتفـاق نیفتاده که ناگهان و بـدون دلیـل بـهفکـر فرو بـرود و بـه قـدری درفکـر غوطـه ور بـشود کـه از زمـان و مکـان خـودش بیخبـر بـشود و ندانـد کـه فکـر چـهچیـز را مـیکنـد؟ آنوقـت بعـد بایـد کوشـش بکنـد بـرای اینکـه بـه وضـعیت و دنیـای ظاهری خودش دوباره آگاه و آشنا بشود. این صدای مرگ است.

 

وقتی کتاب رو تموم کردم خیلی یاد کتاب بیگانه البرت کامو افتادم همه چی بی معنی و پوچ ! البته جدا از کتاب صادق هدایت همچین فکری هم در زندگی واقیش داشته برای همین خودکشی کرد ! اگه اینترنت ها وصل بشه دوست دارم پادکستش هم گوش کنم چون جا داره حداقل یکی دو بار دیگه کتاب رو خوند . البته چنتا چتل یوتوبی هم پیادا کرده بودم که با ریز جزیات کتاب رو بررسی میکردن ولی متاسفانه نت یاری نداد .



متاسفانه در شرایط خیلی سختی داریم زندگی رو سپری میکنیم قطعی اینترنت ، اواضاع کار ، اوضاع روحی و روانی مردم ، اوضاع اقتصادی کشور ، جنگ و .... همه چی دست در دست هم داده که جوون ایرانی رو بی انگیزه و نامید کنه ! چه دردی بالاتر از نا امیدی ! انگار هر کدوم از ما هم یک صادق هدایت در نا خدا اگاهمون داشتیم که داره نا امیدی و پوچی رو برامون ضمضمه میکنه ! البته واقعیت زندگی هم همینه ! زندگی پر از رنج و عذابه و ربطی به قشر فقیر یا ثروتمند نداره و یه جوری هایی پیشفرض زندگی هم همینه متاسفانه ما ها که در جهان سوم زندگی میکنیم درد و رنج بیشتری رو باید بچشیم ! این اولین مقاله من در 30 سالگیه :) که مصادف شد با جنگ و تعدیل شدم در شرکت : ) ! امروز هم با جاوید رفتیم استیگاه 5 توچال هوا عالی بود و برای چند ساعتی حالمون خوب بود . راستش من این رو پذیرفتم که جامعه فعلی برای من زندگی نخواهد داشت و با پذیرفتن درد این رنج رو سعی کردم کمتر کنم و بیشتر سعی میکنم تا جونیم از انرژی و جوونیم استفاده کنم . به امید روز های بهتر برای مردم این مرز و بوم

 

کتاب بوف کور