گزارش تحلیلی نهایی: امکان‌سنجی واگذاری سلاح اتمی از پاکستان به ایران

24-تیر-1404 / خواندن 12 دقیقه

 

۱. مقدمه و پیش‌زمینه

جنگ کوتاه اما شدید ۱۲روزه بین ایران و اسرائیل (از ۱۳ تا ۲۵ ژوئن ۲۰۲۵) منطقه خاورمیانه را با چالش‌های امنیتی بزرگی روبه‌رو کرده است. این درگیری که شامل حملات موشکی و پهپادی بود، ایران را در موقعیت ضعیف‌تری قرار داد و گمانه‌زنی‌هایی درباره تلاش تهران برای کسب «بازدارندگی هسته‌ای» (یعنی توانایی پاسخ‌دهی هسته‌ای برای جلوگیری از حملات آینده) مطرح شده است. پاکستان به‌عنوان تنها کشور اسلامی که رسماً سلاح هسته‌ای دارد (با تخمینی ۱۶۰ تا ۱۷۰ کلاهک هسته‌ای بر اساس گزارش‌های موسسه تحقیقات صلح بین‌المللی استکهلم یا SIPRI)، گاهی در تحلیل‌ها به‌عنوان منبع بالقوه کمک به ایران دیده می‌شود.

با این حال، چنین اقدامی – یعنی واگذاری سلاح اتمی یا فناوری مرتبط – بسیار بعید است. دلایل آن شامل روابط پیچیده پاکستان با قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا و چین، تعهدات بین‌المللی مانند پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT – توافقی جهانی برای جلوگیری از پخش سلاح هسته‌ای به کشورهای جدید)، و وابستگی‌های اقتصادی و نظامی پاکستان می‌شود. این گزارش امکان‌سنجی این سناریو را بررسی می‌کند و بر پایه داده‌های واقعی مانند آمار کمک‌های خارجی، روابط تجاری و تحلیل‌های شورای روابط خارجی (CFR) و SIPRI تدوین شده است. هدف، ارائه دید واقع‌بینانه با جزئیات فنی (مانند توضیح اصطلاحات هسته‌ای) و توضیحات ساده برای درک بهتر است.

۲. عوامل کلیدی مؤثر بر امکان‌سنجی

واگذاری سلاح اتمی نه‌تنها فنی (مانند انتقال ایمن مواد هسته‌ای) بلکه سیاسی، اقتصادی و نظامی پیچیده است. در ادامه، عوامل اصلی را با جزئیات بررسی می‌کنیم:

الف) روابط ایران و پاکستان: همکاری محدود و موانع ایدئولوژیک

روابط بین ایران و پاکستان عمدتاً بر پایه مسائل اقتصادی و مرزی استوار است. برای مثال، دو کشور در تجارت انرژی همکاری می‌کنند – ایران گاز طبیعی به پاکستان صادر می‌کند و پروژه‌هایی مانند خط لوله گاز ایران-پاکستان (که بخشی از آن تکمیل شده) وجود دارد. همچنین، همکاری‌های امنیتی برای مقابله با گروه‌های تروریستی مانند طالبان یا داعش در مرزهای مشترک (حدود ۹۰۰ کیلومتر) دیده می‌شود. پاکستان از برنامه هسته‌ای غیرنظامی ایران (یعنی استفاده از انرژی هسته‌ای برای برق و پزشکی، نه سلاح) حمایت دیپلماتیک کرده، اما هیچ سابقه‌ای از کمک تسلیحاتی هسته‌ای ندارد.

با این حال، موانع جدی وجود دارد: پاکستان عمدتاً سنی‌مذهب است و روابط نزدیکی با عربستان سعودی (رقیب اصلی ایران) دارد. ایدئولوژی شیعی ایران و سنی پاکستان گاهی تنش‌هایی ایجاد می‌کند، مانند اختلافات مرزی در سال‌های اخیر. جنگ ۲۰۲۵ می‌تواند ایران را به جستجوی کمک هسته‌ای سوق دهد، اما پاکستان محتاط است؛ زیرا چنین اقدامی می‌تواند روابطش با عربستان را خراب کند و حتی به درگیری‌های فرقه‌ای داخلی در پاکستان (که حدود ۲۰ درصد جمعیت شیعه دارد) دامن بزند. از نظر فنی، ارتش پاکستان کنترل کامل زرادخانه هسته‌ای خود را دارد – این زرادخانه تحت دکترین «بازدارندگی حداقلی» (یعنی فقط برای دفاع در برابر هند) نگهداری می‌شود و هرگونه واگذاری می‌تواند به بحران داخلی شبیه به رسوایی عبدالقدیر خان (دانشمند پاکستانی که در دهه ۲۰۰۰ فناوری هسته‌ای را به کشورهای دیگر منتقل کرد و باعث تحریم‌های جهانی شد) منجر شود. احتمال لو رفتن چنین اقدامی (از طریق ماهواره‌ها یا اطلاعات جاسوسی) بسیار بالا است و می‌تواند امنیت داخلی پاکستان را تهدید کند.

ب) وابستگی‌های اقتصادی و نظامی پاکستان به آمریکا و چین: اهرم‌های بازدارنده قوی

پاکستان به شدت به کمک‌های خارجی وابسته است و این وابستگی‌ها مانند زنجیری عمل می‌کنند که هرگونه اقدام هسته‌ای را محدود می‌کنند.

  • وابستگی به آمریکا: ایالات متحده بزرگ‌ترین کمک‌کننده دوجانبه به پاکستان بوده و از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۴ بیش از ۱۹ میلیارد دلار کمک مستقیم ارائه کرده است (با میانگین سالانه بیش از ۲ میلیارد دلار). این کمک‌ها شامل برنامه‌های توسعه اقتصادی، کمک‌های بشردوستانه (مانند مقابله با سیل‌های ۲۰۲۲) و حمایت از صندوق بین‌المللی پول (IMF) برای جلوگیری از بحران‌های اقتصادی است. برای مثال، در سال ۲۰۲۳ آمریکا از بسته کمک IMF به پاکستان حمایت کرد تا بدهی عمومی این کشور (معادل ۷۴.۳ درصد از تولید ناخالص داخلی یا GDP) کنترل شود. وابستگی نظامی هم قابل توجه است: آمریکا منبع اصلی تجهیزات مانند هواپیماهای جنگنده F-۱۶ و کمک‌های آموزشی بوده، هرچند از سال ۲۰۱۸ (به دلیل مسائل افغانستان) کمک‌های نظامی (به ارزش حدود ۱.۳ میلیارد دلار در سال) تعلیق شده و وابستگی به کمتر از ۲۰ درصد واردات نظامی کاهش یافته است. آمریکا از این اهرم‌ها برای کنترل نفوذ پاکستان در ایران و افغانستان استفاده می‌کند – واگذاری هسته‌ای می‌تواند منجر به تحریم‌های شدید، تعلیق کامل کمک‌ها و حتی حملات پیشگیرانه شود. درصد تخمینی وابستگی کلی به آمریکا حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از کل کمک‌های خارجی است، اما تأثیر غیرمستقیم (مانند فشار بر IMF) آن را به ۲۰ تا ۲۵ درصد افزایش می‌دهد.
  • وابستگی به چین: چین شریک اصلی اقتصادی و نظامی پاکستان شده و وابستگی به آن رو به افزایش است. تا نوامبر ۲۰۲۳، پاکستان ۶۸.۹۱ میلیارد دلار به چین بدهکار است که معادل ۲۲ درصد از کل بدهی خارجی این کشور می‌باشد. این بدهی‌ها عمدتاً از پروژه کریدور اقتصادی چین-پاکستان (CPEC – یک طرح عظیم بخشی از ابتکار «یک کمربند، یک جاده» چین برای اتصال آسیا از طریق جاده‌ها، بنادر و خطوط انرژی، با سرمایه‌گذاری بیش از ۶۰ میلیارد دلار در زیرساخت‌ها مانند بندر گوادار) ناشی می‌شود. چین همچنین در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ کمک‌های مستقیم برای پایداری بدهی پاکستان ارائه کرده و در مذاکرات IMF میانجی‌گری می‌کند. از نظر نظامی، چین بیش از ۵۰ درصد واردات سلاح پاکستان را تأمین می‌کند، شامل جنگنده‌های J-۱۰، زیردریایی‌ها و سیستم‌های دفاع هوایی. این همکاری بخشی از استراتژی چین برای مقابله با هند و آمریکا است و شامل آموزش‌های مشترک و انتقال فناوری می‌شود. وابستگی کلی به چین حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد از کمک‌های خارجی است (۲۵ تا ۳۰ درصد مالی و ۵۰ تا ۶۰ درصد نظامی)، که بسیار بالاتر از آمریکاست. چین مخالف اشاعه هسته‌ای (پخش سلاح هسته‌ای) است و واگذاری می‌تواند منافعش مانند امنیت واردات نفت از ایران را تهدید کند، زیرا ممکن است به بی‌ثباتی منطقه‌ای منجر شود.
  • مقایسه وابستگی‌ها: وابستگی به چین بیشتر اقتصادی و استراتژیک (بلندمدت، مانند توسعه زیرساخت‌ها) است، در حالی که وابستگی به آمریکا سیاسی و شرطی (کوتاه‌مدت، مانند تحریم‌ها بر اساس رفتار پاکستان) است. هر دو قدرت واگذاری هسته‌ای را غیرقابل قبول می‌دانند و می‌توانند با فشارهای دیپلماتیک (مانند قطع کمک‌ها) یا اقتصادی (مانند تأخیر در پروژه‌های CPEC) مانع شوند. پاکستان در حال انتقال وابستگی از آمریکا به چین است، اما این امر تنش‌های ژئوپلیتیکی با هند و آمریکا را افزایش می‌دهد.

ج) ملاحظات بین‌المللی و هسته‌ای: تعهدات جهانی و ریسک‌های نظامی

پاکستان عضو رسمی NPT نیست اما به‌عنوان «عضو غیررسمی» شناخته می‌شود و ایران عضو کامل آن است – این پیمان کشورها را از انتقال سلاح هسته‌ای منع می‌کند. واگذاری می‌تواند به «مسابقه تسلیحاتی هسته‌ای» در منطقه منجر شود، جایی که عربستان سعودی، ترکیه یا حتی مصر برای تعادل‌بخشی، برنامه هسته‌ای خود را تسریع کنند. از نظر فنی، انتقال سلاح هسته‌ای نیاز به مواد غنی‌شده اورانیوم یا پلوتونیوم، سیستم‌های پرتاب (مانند موشک‌ها) و دانش فنی دارد که پاکستان آن را دارد، اما ریسک تشخیص (از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یا اطلاعات ماهواره‌ای) بالاست.

ریسک‌های نظامی هم جدی است: اسرائیل (با زرادخانه هسته‌ای تخمینی ۹۰ کلاهک) و هند (متحد استراتژیک آمریکا با حدود ۱۶۰ کلاهک) ممکن است با حملات پیشگیرانه (مانند بمباران هوایی تأسیسات) پاسخ دهند، که این امر امنیت پاکستان را به خطر می‌اندازد. برای مثال، دکترین هسته‌ای پاکستان فقط برای دفاع در برابر هند طراحی شده و هرگونه گسترش می‌تواند به واکنش زنجیره‌ای منجر شود.

۳. ارزیابی امکان‌سنجی: احتمالات و تحلیل فنی

بر اساس داده‌های موجود، واگذاری سلاح اتمی بعید است:

  • احتمال وقوع کلی: کمتر از ۱ درصد (نزدیک به صفر). عوامل بازدارنده مانند تحریم‌ها، انزوا و وابستگی ۷۰ تا ۸۰ درصدی به چین و آمریکا، پاکستان را آسیب‌پذیر می‌سازد. حتی اگر ایران فشار بیاورد، پاکستان ترجیح می‌دهد نقش میانجی ایفا کند، مانند در سازمان همکاری شانگهای (SCO – ائتلافی با حضور چین و روسیه برای همکاری امنیتی).
  • سناریوهای فرضی با جزئیات
    • محتمل‌ترین (۷۰ تا ۸۰ درصد): پاکستان انکار می‌کند و تحت فشار چین و آمریکا از اقدام خودداری می‌کند. مثلاً، چین می‌تواند سرمایه‌گذاری‌های CPEC را مشروط کند.
    • کم‌احتمال (۱۵ تا ۲۰ درصد): کمک غیرمستقیم، مانند فناوری غیرحساس (مانند دانش غنی‌سازی اورانیوم بدون کلاهک واقعی)، اما حتی این هم ریسک‌دار است و می‌تواند توسط NPT تشخیص داده شود.
    • نامحتمل (کمتر از ۵ درصد):  واگذاری مستقیم، که نیاز به انتقال محرمانه (مانند از طریق مرزهای افغانستان) دارد، اما می‌تواند به فروپاشی روابط پاکستان با جهان منجر شود.

از نظر فنی، واگذاری نیازمند هماهنگی پیچیده است: پاکستان کلاهک‌های هسته‌ای خود را در مکان‌های امن (مانند پایگاه‌های نظامی محافظت‌شده) نگه می‌دارد و انتقال آن‌ها بدون تشخیص تقریباً غیرممکن است.

۴. پیامدهای احتمالی: هزینه‌های سنگین برای همه طرف‌ها

  • برای پاکستان: سقوط اقتصادی (از دست دادن ۱۹ میلیارد دلار کمک آمریکا و تعلیق CPEC)، انزوا دیپلماتیک و آماده‌باش هسته‌ای هند.
  • برای ایران: نابودی مذاکرات JCPOA (توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ برای محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در ازای رفع تحریم‌ها) و جذب تحریم‌های بیشتر از شورای امنیت سازمان ملل، بدون تضمین بازدارندگی واقعی (زیرا سلاح واگذارشده ممکن است ناکارآمد باشد).
  • برای منطقه و جهان: مسابقه تسلیحاتی (عربستان و ترکیه)، افزایش تنش‌های آمریکا-چین و تهدید امنیت انرژی جهانی (نفت ایران که ۱۰ درصد بازار جهانی را تأمین می‌کند).
  • واکنش چین: چین واکنش منفی نشان می‌دهد و از فشار دیپلماتیک استفاده می‌کند، زیرا اشاعه منافع استراتژیک پکن (مانند مقابله با هند از طریق پاکستان) را به خطر می‌اندازد.

۵. جمع‌بندی و پیشنهادها

واگذاری سلاح اتمی از پاکستان به ایران نه‌تنها امکان‌پذیر نیست، بلکه هزینه‌های اقتصادی (مانند از دست دادن کمک‌های خارجی)، امنیتی (حملات پیشگیرانه) و دیپلماتیک (تحریم‌های جهانی) آن بسیار بالاست. پاکستان ترجیح می‌دهد وابستگی‌های خود به چین و آمریکا را حفظ کند و از طریق همکاری‌های غیرهسته‌ای (مانند تجارت انرژی با ایران یا پروژه‌های CPEC) تعادل برقرار کند. در شرایط پس از جنگ ۲۰۲۵، تمرکز ایران بر برنامه هسته‌ای غیرنظامی یا کمک‌های متعارف از چین و روسیه (مانند سلاح‌های دفاع هوایی) محتمل‌تر است.
پیشنهاد: نظارت بر روابط پاکستان-چین (به‌عنوان اهرم اصلی) و دیپلماسی چندجانبه (مانند تقویت NPT) می‌تواند از چنین سناریویی جلوگیری کند. اگر نیاز به تحلیل عمیق‌تر یک جنبه خاص (مانند آمار دقیق یا سناریوهای جایگزین) دارید، خوشحال می‌شوم بررسی کنم!

 بنویس...






 

#ایران #پاکستان #چین