اسمش فرشاد بود. یه پسر خوشتیپِ پشتمیزنشین با موهای ژلزده و اعتماد به نفس در حد مربی انگیزشی. تو شرکت "فناوران فردا" کار میکرد؛ همون شرکتی که هر چی دستگاه عجیبغریب اداری هست، میفروشه. از پرینتر سهبعدی گرفته تا دستگاهی که قهوه میریزه و همزمان فاکتور چاپ میکنه. فرشاد تخصصش فروش تلفنی بود. ی ...